مردانی کوچک گاوهایشان را دوشیدند
و باد ،گندمهایشان را پراکند
کودکانی کوچک به بازی بودند
و زنانی کوچک شرم کردند
و بوسه هایی در خلوت بر گونه شان می نشست
مردان کوچک چهره از خاک شستند
و زنان کوچک عرق پیراهن مردان کوچک شان را بوییدند
و سردردي كه مدتهاست ولم نمي كند...
هايكو خواني هم براي خودش عالمي دارد :
گمشده
در مزرعه آفتابگردان ها
خورشيد