بهار است دیگر، اجازه نمیخواهد. خودش میآید و خودش میرود.
آرام آرام میآید و کار خودش را انجام میدهد.
آخر بهار از آن چیزها نیست که برای بودنش باور من و تو را لازم داشته باشد.
بهار ورای این چیزهاست. نه به خواسته تو میآید و نه به خواسته تو میرود.
حتی هیچ راهی هم برایت نمیگذارد که انکارش کنی و از شرش خلاص شوی.

پس ديگرنيازي به انتظار نيست!
البته !حرفي هم كه نداريم
لااقل مي توانيم به ترك اين ديوارها بخنديم!
وبه اين روزهايي كه ساده از كنارمان مي گذرند....
-----------------------------------------------
گيــــــــــج
گنـــــــــــگ
خســـــــــــته
كبــــــــــود
منـــــــــگ