تبليغاتX
معصوم
و بدانيم اگر كرم نبود بعضي‌ها چيزي كم داشتند!

              زندگی من يک سو ، تو نيز همان سو

 

تا چشمان تو را ديدم ديوانه شدم ، تا دستان تو را گرفتم عاشق شدم

تا چشمان تو را ديدم به چشمي ديگر نگاه نكردم و تا قلبت را در قلبم احساس كردم عاشق

كسي ديگر نشدم

آري من رسم عاشقي را خوب به جا آوردم

اولين كلامي كه به تو گفتم دوستت دارم بود و من اين كلمه را به هيچكس به جز تو نگفتم

تو برايم عزيزترين عزيزي و به جز تو كسي براي من مانند تو عزيز نيست

زماني كه عاشق شدم به خودم عهد بستم كه واقعا عاشق باشم!

تمام حرفهايم درد دل قلب شكسته من است ، تمام درد دلهايم پر از صداقت و يكدلي است!

آنانكه قلب مرا شكستند را به كلي فراموش كردم خاطرات گذشته را از ذهنم دور كردم و

يادگاري هاي بي معرفتان را سوزاندم و تنها تو هستي و قلب تو هست و نام تو هست و يك

دنيا محبت و عشق تو در وجودم!

همه را از ياد بردم به خاطر تو ، قيد همه كس و همه چيز را زدم به خاطر تو ، شكنجه عشق

را تحمل كردم به خاطر تو ، بدترين لحظه هاي عاشقي را به جان خريدم به خاطر تو ، اين همه

اشك ريختم و اين همه غم و غصه خوردم به خاطر تو ، اينك كه من حتي از زندگي و از دنيايم

گذشتم بيا با قلب من مدارا كن ، قلب مرا از اين گرداب شكنجه هاي عاشقي با محبتت نجات

بده و تو نيز به خاطر من زندگي كن!

نام عشق برايم تكراري شده بود ، احساس عشق برايم دروغين شده بود ، و لحظه هاي

عاشقي برايم سوت و كور شده بود، اما با آمدن تو احساس عشق در وجودم دوباره شعله ور

شد!

اگر مي بيني كه بي خيالم بدان كه احساس عشق در باطنم است و باطنم پر از شور و شوق

عاشقي است و آن بي خيالي ظاهري است ، اگر ميبيني ساده ام بدان كه خيلي دوستت

دارم ، اگر ميبيني ساكتم بدان كه ميترسم سخني بر زبان بياورم و ميترسم با سخنم دلت را

به درد آورم !

حالا خودت بگو حرفهايم دروغ است يا از روي عاشقي است؟

خودت بگو حرفهايم براي آرام كردنت است يا باطني است؟

خودت قضاوت كن اي قاضي قلب من و اي شاهد عشق من!

عزيزم بارها گفته ام كه دوستت دارم را از حفظ نميگويم اين بار هم ميگويم كه اين كلمه را از

حفظ نمي گويم اين كلمه مقدس را از ته دلم ميگويم ! آري از ته دلم مي گويم !

به خداوندي خدا ، به اين عشق پاكمان قسم ، به قرآني كه ميخواني قسم اين كلمه را از ته

دلم مي گويم و به آن وفادارم!

دوستت دارم كلمه ساده اي نيست ، كلمه اي پر مفهوم و پر فراز است ، دوستت دارم چون

ميخواهم به هدفم برسم ، دوستت دارم چون واقعا لايق آن هستي ، دوستت دارم چون اراده

كرده ام كه به تو برسم ، دوستت دارم چون ميخواهم با تو زندگي كنم ، دوستت دارم چون

ميخواهم تا آخرين لحظه مرگم با تو باشم ، آري اين كلمه را از ته دلم ميگويم ، اي كلمه

مقدس را از تمام وجودم بر زبان مي آورم .

 


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 23:12 توسط یه نفر

به من گوش ده

 نمی خواهم به جز من دوستدار ديگری باشی

برای لحظه ای حتی به فکر ديگری باشی

 نمی خواهم صفای خنده ات را ديگری ببيند

نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشيند

نمی خواهم کسی نقش چهره ات در خاطرش ماند

نمی خواهم نگاهی در نگاه تو در آميزد

 نمی خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستی

نمی خواهم کسی يارت شود در ره مستی

 نمی خواهم به جز من يار کسی باشی

گل نازم!نمی خواهم خاروخسی باشی

نمی خواهم کسی با يار من سخن گويد

اگر چه قاصدم باشد که تا پيغام من گويد

 نمی خواهم به گورستان رود آن يار محبوبم

مبادا مرده ای زنده شود با او سخن گويد

 *جز تو هرگز با کسی از عشق از فردا نخواهم گفت*

 

 


*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 11:8 توسط یه نفر

  بدون شرح!

*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 11:4 توسط یه نفر

کرد عشق یعنی چه...

شاگردی از استادش پرسيد:عشق چیست؟ "

استاد در جواب گفت:  به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد:  هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .

استاد گفت: عشق يعنی همين! 

شاگرد پرسيد:  پس ازدواج چيست؟ "

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

استاد باز گفت:  ازدواج هم يعنی همين!!


*
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 22:26 توسط یه نفر