بگذريم از اين ترانه هاي درد
بگذريم از اين فسانه هاي تلخ،
بگذر از من اي ستاره شب گذشت
قصه سياه مردم زمين،
بسته راه خواب ناز تو
مي گريزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بي نياز تو!
اي كه دست من به دامنت نميرسد،
اشك من به دامن تو ميچكد!
با نسيم دلكش سحر ،

چشم خسته تو بسته ميشود
بي تو در حصار اين شب سياه
عشق، بخشیدن است !

عشق فراموش کردنی نیست بلکه بخشیدن است
عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است
عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است
عشق جا زدن وکنار کشیدن نیست
بلکه صبر داشتن وادامه دادن است
زندگی چیست؟
...آرام آرام به میعادگاه دلم می روم تا در خلوتش به قضاوت نشینم که آیا تنها زندگی مطرح است؟ اما چگونه زیستنی؟ اصلا زندگی چیست؟
یک تکرار،یک نمایشنامه،یک غمنامه،اما نه،یک حقیقت است،یک درک است، یک گذر است،گذری محدود در زمان، زندگی مفهومیست از یک واژه،شناخت،عقیده،توکل،عشق،گذشت،معرفت،امید،حجت و در یک کلمه،خوب بودن،خوب زیستن و زیبایی را دوست داشتن.انسانی که زندگی را دوست دارد، عذاب جدایی را خواهد کشید.
اما زیبایی،مطلق است،نور است،تجلی خداست و تا ابد باقیست.
زیبا باشیم و زیباییها را ببینیم و آنگونه زندگی کنیم که هنگام وداع،جسممان با قلبی مطمئن به آن نمی دانم کجا سفر کند.
با نسیم عشق،باغ زندگی را زنده دار
ور نه، کار روزگار کهنه جز تکرار نیست